تکرار آزمایش بتا 17خرداد93
صبح یه کم حالم خوش نبود که به زور از رختخواب به عشق تمشک کوچولوم بلند شدم.همسری صبح زود رفته بود سر کار. یه کم به کارهام رسیدم و رفتم آزمایشگاه.
دوباره خونگیری انجام شد و بازم 2ساعت باید منتطر میموندم تا جواب آماده بشه.چون هوا خیلی گرم بود تصمیم گرفتم همونجا توی آزمایشگاه بشینم تا کارم تموم بشه.توی این فاصله که بیکار بودم زنگ زدم به دکتر زنان مخصوص خودم و نوبت گرفتم.گفت پس فردا برم پیشش.
چون یکبار 6 ماه پیش تجربه تلخ سقط توی هفته نهم رو داشتم اینبار من و همسری تصمیم گرفتیم تا تموم شدن 3ماه به هیچکس چیزی نگیم تا به امید خدا وقتی همه چی خوب پیش رفت و 3ماه اول تمام شد به مادر پدرامون خبر بدیم.
بعد دو ساعت جوابم آماده شد.بتا عدد بالاتر از 1500 رو نشون میداد.جوابو که گرفتم ته دلم فقط دعا میکردم و خدا رو صدا میزدم که اینبار بهم سعادت مادر شدن رو بده تا همه چی به خوبی پیش بره و نی نی منم صحیح و سالم بیاد توی بغل من و بابای مهربونش. این هم عکس جواب بتای امروز:

خدایا ازت میخوام کمکم کنی و مثل همیشه همراهم باشی توی این مسیر...


تکرار آزمایش بتا 17خرداد93 

